موبايل به عنوان رسانه...!
امروزه موبايل به عنوان يك رسانه در زندگي روزمره نفوذ زيادي كرده است. همچنين در پروسه هاي فرهنگي و علمي و توليدات فكري. همگرايي و تداخل مرزهاي ضنعت در تفريحات ، اطلاعت، و تكنولوژي هاي برقراري ارتباط هر روز گسترش بيشتري مي يابد. سبك هاي جديد زندگي توليد مي شود و خدمات به هم پيچيده تر مي شوند. امكاناتي كه اقتصاد ديجيتالي در اختيار ما مي گذارد تجربه هاي ما را شكل مي دهد و اين كه ديگران چگونه ما را تجربه مي كنند. همانگونه كه فدرستون اشاره مي كند لحظه زيبايي شناختي شدن زندگي روزمره فرا رسيده است.
يكي از همين صنايع افتصادي موبايل است كه روي تجربه استفاده كننده گان آن بسيار موثر بوده است. در طول قرن بيستم، روياهاي آرمانشهر و غير آن در طول توسعه تكنولوژه حركت كرده اند، به ويژه آنهايي كه قابليت يا احتمال تبديل شدن به مفاهيمي را داشتند كه بر هم زننده روال عادي زندگي روزمره هستند.
موبايل يك شيوه برقراري ارتباط و اطلاعات است كه با شدت و سرعت زيادي در جامعه نفوذ و گسترش پيدا كرده است. اين ازدياد تكنولوژي مي تواند به وسيله معناهاي شاخص هاي گوناگون و محبوبيت عامه آن ثابت شود. موبايل مي تواند كاركردهاي گوناگون داشته باشد. بين فرزندان و والدين فاصله بياندازد.
آنگونه كه تحقيقات مختلف مي گويند سن داشتن موبايل در برخي از كشورها بين 7 تا 10 ساز است.
داشتن موبايل حتا بر روي ميزان درآمد نيز موثر است. در تحقيقاتي در ايالات متحده مشخص شد كه كساني كه از موبايل استفاده نمي كنند درآمد پايين تري نسبت به ديگران دارند. از سطح تحصيلات پايين تري برخوردارند، بيشتر آنها ميلند مجرد بمانند و فرزندي نداشته باشند، ميال به داشتن شغل تمام وقت نيستند و وابسته به تعداد سازمان هاي كمتري هستند.
موبايل همچنين به فرايند توسعه فرديت و دموكراسي كمك زيادي كرده است.
براي مثال نوجوانان ژاپني از keitai ( نامي كه به تلفن همراه مي دهند ) براي مبهم كردن زندگي خودشا در برابر جاسوس بازي و نظارت هاي والدينشان استفاده مي كنند. نويسنده ديگري به اين اشاره مي كند كه چگونه موبايل اجازه داد به روسپيان بانكوك كه در يك الگوي مستقل خصوصي ، مشتري هايشان را جور كنند. و اين كه چگونه راننده تاكسي هاي بوستوني صرفا كارشان را با موبايل هماهنگ كردند. صرف نظر از قضاوت هاي شخصي افراد در مورد چيزهايي كه تغييرات زيادي كردند يك موضوع واضح است: نهاد هايي كه افراد را كنترل مي كردند، انها را گم كرده اندو موبايل يك قدرت جديد به آدمها داده است.
احساس آدم ها از هويتشان در يك جامعه مركزي تغيير كرده است. كاشمن در مورد چيزي كه آن را " خود خالي " مي نامد حرف مي زند. با توجه به گفته اين نويسنده اين موضوع مي تواند يك تجربه هويت جديد باشد كه در طبقات متوسط و بالاي جامعه امريكا با يك غيبت نشانه اي مشروط شده است. غيبت نشانه اي از اجتماع، سنت، و معاني مشترك. اين غيبت تعلق، به وسيله فرديت به عنوان فقدان بهاي شخصي، و محكوم بودن، تجربه شده است. و اين غيبت تعلق مي تواند يك نوع از اشتياق حسي غير متفاوت را مي تواند توليد كند. ( undifferentiated emotional hunger! ) .
به عبارت ديگر خود خالي نياز دارد به كاركردهايي كه در يك تنوع گسترده اطلاعاتي براي رفتارها راهنمايي اش كند. در يك جامعه تكنولوژيكال هر كسي با ديگري ارتباط دارد و در يك زمان واحد هر كسي مي تواند به ديگران وابسته باشد.
ديجيتال سازي سرچشمه پيدايش رسانه هاي چندگانه است كه تا پيش از اين با هم تفاوت داشتند. اين پديده همچنين ميتواند رسانه هاي تعاملي اي ايجاد كند كه با آنها فرد ميتواند فعالانه در آن چه ميبيند مشاركت كند.
تلفن هاي همراه اين ايده را به وجود آوردند كه ميتوان هم ارتباط داشت و هم تحرك. نسل هاي بعدي تلفن هاي موبايل با فناوري اينترنت بيسيم همراهند. از عمليات بانكي تا سفارش و رزرو بليط را انجام مي دهند. قابل حمل بودن آنها آزادي هاي فردي را گسترش داده وزندگي شخصي انطاف بيشتري يافته است.
منابع:
Changes in the self resulting from the use of mobile
phones
Jos´e M. Garc´ıa-Montes
UNIVERSITY OF ALMER´IA, SPAIN
Domingo Caballero-Mun˜oz and Marino Pe´rez-A´ lvarez
UNIVERSITY OF OVIEDO, SPAIN
The mobile phone as media
Harvey May and Greg Hearn
Queensland University of Technology, Australia

