تبليغاتX
مشق نظریه - تلوزیون به عنوان فاسق
نظریه های معاصر جامعه شناسی و مطالعات فرهنگی

این نوشته ترجمه و تلخیصی است از مقاله ای به نام  تلوزیون به عنوان یک فاسق...

این مقاله لذات گوناگون را با توجه به پیکر بندی های هویت ترسیم می کند که بر اثر استفاده از متون تلوزیونی رخ می دهند. به عنوان یک رسانه ارتباط روی ویژگی های دوره پست مدرن تاثیرات یگانه ای می گذترد. رویکرد های سنتی و هرمنو تیکی به تلوزیون به عنوان چیزی ضمیمه شده به وسیله رویکردهای متناوبی از شهوات نگاه می کنند. توسعه استعاره تلوزیون به عنوان فاسق و مقاله ای که به تفریح گناه آلود تلوزیون به عنوان یک ایدئولوژی استیلا یافته نگاه می کند  و معتقد است که به وسیله تلوزیون مخاطبان می توانند با تولید کننده گان در اکتشافات مقطعی از مفاهیم جا به جا شوند.

این که چگونه امری به صورت بنیادی  هدف انتقاد ها را از تفسیر انتقادی به آموزش های انتقادی جا به جا می کند.

یکی از بحث های مطروحه موضوع خود مردم نگاری این مقاله است. این که تو به عنوان یک مخاطب ممکن است بگویی که یک رابطه عشق - نفرت با تلوزیون داری. در یک سو تلوزیون یک عشق و یک دوست و شریک صمیمی است . هر شب همراه خستگی های تو می شود و تنهایت نمی گذارد حتا توی رخت خواب!

و از سویی دیگر ما یاد می گیریم که  تخیلات و تصاویر تلوزیونی یعنی آن تصاویری که برای ما خیلی مسرت بخش هستند آلوده به آثار ایدئولوژیک هستند.

به عنوان یک منتقد رسانه من می دانم که تلوزیون به عنوان یک عشق نگاه نمی شود. اما به عنوان یک رئیس می دانم که چه خدمتی به مخاطبانش می کند.  تلوزیون ما را و حس ها و آگاهی های ما را تربیت می کند.  بنابراین منطق مصرف آن نمایش همیشگی تولیدات و شخصیت های آن  تلوزیون ...

ادامشو می نویسم!

نوشته شده توسط شقایق کمالی در ساعت 10:0 | لینک  |