آسیب شناسی آموزش علوم اجتماعی در ایران
یکی از مهمترین گرایش های علوم انسانی در ایران علوم اجتماعی می باشد.
دانشکده های زیادی در ایران به آموزش علوم اجتماعی می پردازند که با وجود تنوع در تعداد آنها می توان به جرات گفت در ساختار کلی شبیه به هم می باشند.
و این به دلایل مختلفی از جمله تعداد مشخص اساتید در دانشگاه های مختلف و طرح درس یکسان می باشد.
و دیگر بی اهمیت بودن این موضوع برای وزارت علوم می باشد.
می توان گفت آموزش علوم اجتماعی از برخی جهات جدی تلقی نمی شود.
اساتید با سابقه این رشته هنوز طرح درس سالها پیش را رعایت می کنند. هنوز هم از همان فرم کلی و قدیمی از افلاطون شروع می کنیم و بیشتر از مارکس وقت نداریم استفاده می کنند. بی نظمی شدید آنقدر زیاد است که اساتید هماهنگی بین دروس ارایه شده در ترم های گذشته را ندارند.
برای مثال در طی دو ترم درسهای مبانی جامعه شناسی ۱ و ۲ و دوترم نظریه های جامعه شناسی ۱ و ۲ در مجموع ۸ واحد درسی به جز چند کتاب محدود که سالهاست تدریس می شوند چیز دیگری ارایه نمی شود.
اگرچه در سالهای اخیر کتاب های زیادی در این حوزه ترجمه و تالیف شده اند باز هم از کتاب های قدیمی استفاده می شود.
دانشجوی کارشناسی اسمی از پدیدار شناسی . هرمنوتیک. فوکو . گافمن . پساساختارگرایی و در کل جامعه شناسی و مکاتب فلسفی معاصر نشنیده است. این در حالی است که برای امتحان غیر آکادمیک کارشناسی ارشد نیاز به دانستن این مطالب هست و دانشجو در عرض چند ماه همه این ها را بدون فهم به حافظه می سپارد.
استاد رشته جامعه شناسی هنوز خود نمی داند که به چه گرایش فکری در مکاتب جامعه شناسی که تدریس می کند تعلق دارد یا لااقل به آن علاقه مند است. یا اینکه با محافظه کاری بی دلیل آن را می پوشاند.
همه این ها به کنار تعداد نظریه های مختلف که در سالهای کمی تدریس می شوند و عمق کم آنها مشکل را دامن می زند.
دانشجوی علوم اجتماعی نمی داند که حقیقتن این همه دروس چه ربطی به هم دارند و او برای چه این همه را باید بداند.
نا هماهنگی میان آموزش نظریه و روش تحقیق عملی آنقدر مشکل را پیچیده کرده که در دانشجویان سالهای ارشد و دکترا هم نیاز به آموزش مجدد برای نگارش طرح تحقیق می باشد.
به همه اینها باید آموزش متخصصینی را اضافه کرد که انتخاب چندمین آنها برای کنکور علوم اجتماعی بوده است. و آنها بدون هیچ اطلاع و علاقه ای این رشته را انتخاب کرده اند و در سالهای بعد از فارغ التحصیلی هم دچار بحران بیکاری و مشکلات بازار کار می شوند.
چه می شود گفت؟!!!![]()