نقد فرهنگی و ...
موضوع اصلی مطالعات فرهنگی مطالعه فرهنگ است. مطالعات فرهنگی رویکردی علمی – اجتماعی در مطالعه تمام معانی متنی است. نقد در مطالعات فرهنگی متفاوت از نقد ادبی فرهنگ گرایانه می باشد. آنگونه که آرنولد می گوید نقد یعنی تلاش بی طرفانه برای یادگیری و تبلیغ بهترین دانسته ها و اندیشده ها در جهان. آرنولد معتقد است که منتقد در صورت بی طرفی و دوری گزیدن از قضاوت شخصی درباره متون خدمت انتقادی خود را انجام می دهد. ولی این طرز تفکر راجع به نقد در مطالعات فرهنگی خود دارای ایراداتی است که یکی از آن ها عینیت کاذب می باشد. یعنی نمی توان مطالعات ادبی با موضوع ادبیات متعالی داشت ولی داوری ارزشی نکرد. زیرا که این داوری در موضوعیت خود این مطالعه لحاظ شده است.
ایگلتون می گوید: هیچ اثر ادبی یا یک سنت فی نفسه ارزشمند نیست.
در حقیقت اینکه ما چیزی را دارای ارزش یا فاقد آن می دانیم ریشه در ساختار های عمیق عقاید ما دارد و این ها برساخته هایی اجتماعی هستند. ویلیامز هم به نوع نقدی که آرنولد تعریف می کند انتقاد وارد می کند و می گوید این نوع نقد جامعه معاصر بریتانیا را فاسد کرده است. ایگلتون خواستار بازگرداندن نقش سنتی نقد به آن است و می خواهد حوزه عمومی غیر دانشگاهی را شکل دهد.
ایگلتون می گوید نقد فرهنگی زمانی اهمیت داشته که درگیر موضوعات ادبی بوده است. به همین دلیل است که ایگلتون در نهایت خواستار آن است که نقش سنتی نقش حفظ شود. یعنی نوعی حوزه عمومی غیر دانشگاهی شکل گیرد.
ایگلتون شرحی انتقادی از فرهنگ معاصر می دهد که نقدی تند و متعصبانه است. و خیلی نزدیک به منطق آرنولد می باشد.
از این شیوه کسان دیگری چون اصحاب مکتب فرانکفورت هم سود برده اند. کسانی مثل ادوارد سعید و فردریک جیمسون. ولی نقد آنها در مواردی با لی وس و آرنولد متفاوت است.موضوع آن فرهنگ به طور کلی است و این نقد می کوشئ که سویه های مثبت و منفی پدیده ها را در قالب آنچه جیمسون هرمنوتیک دوگانه می نامد با هم تلفیق کند.
و این الگو به ویلیامز نزدیک می شود.
بنت متفکر دیگری که در این خصوص نظر داده نیز معتقد است فرایند نقد جای خود را به نوعی مطالعات فرهنگی خواهد داد که اساسا خصلت جامعه شناختی دارد.
او معتقد است روشنفکران بومی باید برای رسیدن به نوع دیگری از سیاست تلاش کنند سیاستی که هم در سطح خرد و هم از بالا است.
هدف او تحلیل همزیستی قدرت حقیقت است. و برای این از اصطلاح مطالعات سیاست فرهنگی استفاده می کند.
سیاست فرهنگی شیوه ای برای حفظ هویت ملی است.
منبع:
نظریه فرهنگی معاصر. بخش هفتم. نوشته اندرو میلنر و ترجمه جمال محمدی.