فوکو و علوم اجتماعی ...
فوکو و علوم اجتماعی
فوکو با نظریه پردازی در مورد تاریخ مخالفت می کند. زیرا که وی منتقد نظام گرایی و ناقد کلی گرایی در تحلیل است.
او در مفهوم تبار شناسی اش الهام گرفته از مفهوم تبارشناسی نیچه است. و سعی دارد از زمان حال سلب اعتبار کند.
به زمان حال مفهوم نسبی می دهد و آن را زیر سوال می برد.
او حتا مفاهیم غایت شناسانه هگل را هم رد می کند.
و در کل , شکاف میان گذشته و حال اصل تمایز را دئر تاریخ نگاری فوکو تشکیل می دهد.
اگرچه از این دو زمان توضیح زیادی نمی دهد.
او تلاش می کند رخداد ها را منحصر به فرد بداند و حوادث بزرگ را به نفع جزئیات ریز , و رویدادهای فراموش شده تا کنون برای کسی مهم نبوده است , نادیده بگیرد.
منظور فوکو از تبار شناسی آنچنان که ساراپ مادن می گوید , تلفیق دانش علمی و تجارب بومی است که می توان به مدد آن از مبارزات , نوعی دانش تاریخی بنیان گذاشت و از این دانش به نحوی تاکتیکی برای امروز بهره برد.
تبار شناسی فوکو نوعی نقد است و در آن سعی می شود که کثرت عوامل در پس حوادث و سستی قالب های تاریخی فاش گردد.
فوکو علاقه زیادی به تمام مسایلی دارد که خرد را نادیده می گیرند .مسایلی مثل دیوانگی , شانس , و ناپیوستگی , ...
او معتقد است که در متن ادبی آن بعد دیگر وجود انسان مجال سخن گفتن می یابد.
او برای ادبیات هنجار گریز ارزش قایل است.
او در کتاب دیوانگی و تمدن می گوید که چگونه در قرن 17 مسایلی مثل دیوانگی , فقر , بیکاری , و ناتوانی مشکلات اجتماعی محسوب می شدند که حلشان در حوزه مسئولیت دولت است. ولی این شرایط در دوران بعد یعنی قرون 18 و 19 تفاوت می پذیرد.
در قرن 18 مردم به تدریج به این نتیجه رسیدند که حبس برای دیوانگان و ... اشتباهی فاحش است.
در حالی که در قرن 17 حبس برای دیوانگان و مجرمین و گدایان به عنوان منابع بی نظمی به عهده دولت بود.
در قرن 19 گفت و گو ی میان خرد و خردگریزی گسسته شد . فوکو می گوید بشر از غل و زنجیر فیزیکی رها شده است , اما این زنجیر جای خود را به پایبندهای ذهنی داده است.
کتاب فوکو مشحون از احساس فقدانی بزرگ است.
یکی از مضامین اصلی کتاب فوکو چگونگی جایگزینی درونی سازی به جای خشونت ظاهری است. پیدایش تیمارستان را می توان تمثیلی از پیدایش ذهن گرایی و آیه نحس وجدان مدرن است.
به عقیده فوکو هیچ وقت نمی شود دیوانگی را مهار کرد.
روند مدرنیزه شدن مضمون اکثر کتابهای فوکو است.
پیدایش کلنیک دومین اثر مهم اوست که در آن نیز در همین مضمون بحث می کند.
سیستم کنترل سلامتی یک ملت از طریق بیمارستانهای آموزشی موضوع بحث وی در این کتاب است.
او در کتابهای نظم اشیاء و باستان شناسی دانش به موضوع ساختار گفتمان های علمی می پردازد.
او در نظم اشیاء می گوید که در بعضی اشکال دانش مانند زیست شناسی , روان پژشکی , پزشکی و ... , ضرباهنگ دگرگونی پیرو مراحل خطی توسعه نیست.
در گفتمان , قوانین کاملا جدیدی وجود دارد که نه تمیز سره از ناسره , بلکه جدایی علم از غیر علم را ممکن می سازد.
ادامه دارد...