يادداشت1

چرخش فرهنگي و زندگي روزمره:

يكي از مباحث مربوط به فعل و انفعالات ميان فرهنگ و اجتماع و امر اجتماعي بحث چرخش فرهنگي ( cultural turn ) مي باشد. زندگي روزمره (everyday life ) يكي از حوزه هاي بازنماينده چرخش فرهنگي است و گروهي از نظريه پردازان جديد از مدل تحليلي زندگي روزمره براي نشان دادن فرايند هاي شكل گيري جامعه مدرن سود مي برند.

 از دوره انقلاب صنعتي و آغاز شهرنشيني به صورت جدي و برخورد با پيامدهاي آن از سده هاي هجده و نوزده، دريافت هاي فرهنگي از جامعه و امر اجتماعي صورت گرفت كه حاصل آن پيدايي نظريات مختلفي در باب فرهنگ مي باشد. دوركيم به آفرينش نظم از طريق وفاق به عنوان  هدف نظام اجتماعي مي پرداخت و ماركس نابودي تضاد ميان طبقات اجتماعي را هدف سيستم اجتماعي مي دانست.

بعدها در اواخر قرن 19 بحث زندگي روزمره و وابستگي ميان ساختار و فرد مطرح شد. ديدگاه هايي چون وبر بر اهميت فرهنگ انگشت مي گذاشت و تفكرات پديدار شناسانه تاكيد بيشتري بر فعال بودن نقش كنشگران مي گذاشت. نظريه هايي چون كنش متقابل نمادين و... ديدگاه هاي مشابهي را در تجربه زيسته افراد عنوان مي كردند. و سپس گسست ميان مدرنيته و پست مدرنيته پديدار شد. در حقيقت پس از جنگ جهاني دوم در سال هاي تحول فرهنگ غربي، جامعه توليد محور غرب به جامعه مصرف محور( consuming society)، مبدل مي شود. جامعه غربي حول محور شهر  تحت تاثير تحولات عمده اي، به كارخانه، طبقه، سبك زندگي و شهرنشيني موضوعيت مي دهد و فرهنگ محل نزاع بر سر قدرت مي شود. آنچنان كه فيسك مي گويد هر كالايي كه توليد مي شود مي تواند فرهنگي شود. كالاي فرهنگي مي تواند در بازار فرهنگي يا بازار مالي به فروش برسد. در حقيقت نياز هاي جامعه تغيير پيدا مي كنند و نياز هاي فرهنگي شكل مي گيرند. رابرت باكاك مي گويد:

"فرايند مصرف آنچنان فرايندي از فعاليت اجتماعي، فرهنگي و نمادين است كه بر خلاف تصور منفعت گرايي، ليبراليسم كلاسيك يا بعضي از انواع ماركسيسم ماده گرايانه، كاملا اقتصادي نيست. مصرف را در صورت بندي هاي مرفه اجتماعي سرمايه داري مدرن غرب بايستي به عنوان فرايندي كه با بازي نمادها و نه با ارضاء نيازهاي مادي حكومت سرو كار دارد، ديد."(باكاك 1381)

جامعه سرمايه داري پس از پاسخ به نيازهاي اوليه انسان كالاهايي مازاد بر نياز جامعه و با تنوع روزافزوني توليد مي كند كه خواهي نخواهي افراد را در معرض انتخاب قرار داده و سپس كالا هاي خود را با تبليغات فراوان تر و به روز تر مي كند. همين امر  در حوزه كالاهاي فرهنگي هم رخ مي دهد. انديشه هاي جديد يكي پس از ديگري سر مي رسند و عمر هر يك مدتي بيشتر طول نمي كشد.  البته در باره كالاي فرهنگي آنچنان كه گفته شد بايد ذكر كرد كه هر كالايي مي تواند فرهنگي باشد. حتي يك تي شرت. استوارت هال مي گويد:" فرهنگ نه بازتاب دهنده، بلكه يكي از سازه هاي جهان مدرن است و همان قدر عامل دگرگوني است كه فرايند هاي اقتصادي، سياسي و اجتماعي. (هال به نقل از باكاك 1386)

 در اينجا زندگي روزمره مبدل به تكه هايي سيال و پر از منازعه مي گردد. و از همگوني آن كاسته مي شود. در مدرنيته متاخر هويت افراد بسيار متاثر از صنعت فرهنگ و رسانه است. و به همين صورت فرهنگ نيز مفهومي بسيار كثرت گرا مي يابد. كالاي فرهنگي دست به دست مي چرخد و  محل كشمكش بر سر قدرت مي گيرد، چنان كه در هاليوود در يك سال دو فيلم شبي با شاه و 300 با موضوعي واحد از يك دوره تاريخي و با نظر گاه هاي متقابل ساخته مي شود.

به نظر مي رسد، آنگونه كه قضاوت اصحاب مكتب فرانكفورت در مورد توده اي شدن بيش از پيش جامعه بر اثر مصرف صنعت فرهنگ بدبينانه است، فرديت و عامليت كنشگر در جامعه مدرن كاملا رو به تباهي نرفته است. زيرا كه هنوز هم بر سر تصاحب منابع ایجاد قدرت و نفوذ در متن جامعه مبارزه مي شود و توليدات متفاوت فرهنگي كه در بازار هاي فرهنگي محل نزاع واقع مي شوند گواه همين امرند.

چرخش فرهنگي:

در بحث چرخش فرهنگي زندگي روزمره فرايندي تعاملي و پويا است كه در آن رسانه ها و محصولات مصرفی  به صورت خلاقانه اي از سوي افراد مصرف مي گردند تا هويت ها و سبك زندگي هاي خود را به صورت تاملي بر سازند. رسانه ها يكي از ابزاري هستند كه باتوجه به زندگي روزمره افراد ساخته شده و سعي در تاثير گذاري بر روي زندگي آنها دارند. مد يكي از عناصر شكل دهنده و بازنماينده هويت هاي انساني است كه در نشان دادن هويت هاي جنسي، قومي، و خرده فرهنگي ، تاثير زيادي دارد. آنچنان كه از دوره پيدايش بازار طراحي پوشاك، مد تاثر زيادي در نشان دادن سبك زندگي افراد دارد.

برخي نشانه هاي پست مدرنيته همان اشكال ديگر مدرنيسم هستند. در دوره پست مدرن، رسانه ها و مصرف گرايي نقش مهم را در سوژه كردن مردم بازي مي كنند. تفاوت در اين است كه گاهي سوژه هاي از سوژه گي خود مطلع شده و اقدام به دستكاري روابط خود با اجتماع مي كنند. به عنوان مثال دستكاري در طبقه اجتماعي يا جا به جا كردن آن. و اين مفهوم پردازي شدن زندگي روزمره فرهنگ را چون كالايي در بازار هاي مختلف به فروش مي گذارد. يعني فضايي براي اجراي الگو هاي عمل جمعي و فرهنگي تاملي ايجاد مي گردد.به عقيده دوسرتو هم توليد كنندگان و هم مصرف كنندگان معناهاي زيبايي شناختي فرهنگي را مي سازند. دوسرتو سعي در نشان دادن اين مسئله دارد كه وقتي سوبژه ها از سوبژه گي خود مطلع مي گردند سعي در اعمال قدرت خود در زندگي روزمره اي دارند كه سرمايه داري ساخته است.

فيسك نيز معتقد است كه مخاطبان توليدات رسانه اي، توليد كنندگان  فعال معناهاي فرهنگي هستند. بنابراين مخاطبان رسانه اي ديگر مصرف كننده صرف و قرباني منفعل قدرت نيستند. اين برخلاف چيزي است كه در تفسير مكتب فرانكفورت و تفكرات فرهنگ توده اي وجود داشت.

اين كه افراد در فضاي شهري ظرفيت هاي تازه اي براي اعمال قدرت آگاهانه خود پيدا مي كنند.

اگر به همه اين دلايل كه نشانه تغييري از جنس چرخش هستند دليل رسانه هاي جهاني و توليداتي را هم كه به صورت جهاني مصرف مي شوند و تبليغاتي در سطح جهان و به صورت بسيار گسترده دارند، اضافه كنيم مي توانيم جهانمحلي شدن فرهنگ را هم تبين كنيم. با اين همه كثرت رسانه ها و كالاهاي فرهنگي و برداشت هاي معنا شناختي مخاطبان بر اساس فرهنگ بومي دليل خوبي براي تنوع فرهنگي در عين جهان محلي شدن است.

با اين تفاسير مي توان گفت:

چرخش اشاره به حركتي دارد كه ديدگاه ها و نظريات را دچار دگرگوني بنيادي كرده و دوره گفتماني را به دوره ديگر تغيير مي دهد. چيزي مشابه آنچه ويتگنشتاين در مورد چرخش زباني توضيح مي دهد. حركتي كه موجب  تغيير عناصر فرهنگي به صورت بنيادي و تبديل شدن گفتمان مسلط به گفتمان هاي جديد در مرحله اي ديگر، در يك فرهنگ است. تغييري كه تمام عناصر فرهنگي را تحت تاثير قرار داده و متحول مي كند.

غير از مد، موسيقي و سينما نيز نقش زيادي در بازنمايي سبك هاي زندگي و هويت هاي جمعی دارند. به طوري كه در خرده فرهنگ هاي جوانان و گروه هاي معترض مي توان مقاومت را در انتخاب سبك موسيقي ديد. حتا گردشگري و صنعت توريسم هم به بازنمايي سبك زندگي كمك مي كنند. اين كه ما چه نوع انتخابي براي گردشگري داريم تا طبقه اجتماعي خود را به نمايش بگذاريم.

منابع:

بنت، اندي،(1386)، فرهنگ و زندگي روزمره، ترجمه ليلا جو افشاني و حسن چاوشيان، تهران، نشر اختران.

باكاك، رابرت،(1381)، مصرف، ترجمه خسرو صبري، تهران، نشر شيرازه.

باكاك، رابرت،(1386)، صورت بندي هاي مدرنيته، ترجمه مهران مهاجر، تهران، نشر آگه.

با تشكر از دوست گرامي آقاي داور پناه

حاشیه:

این روزا هیچ حوصله ندارم... روزای بی حوصله گی...توی ترکم!!! اعصابم کشمشیه!!!  بهمم نگو چقدر پراکنده می نویسی !